اقتباسی تئاتری از نمایشنامه فرانسوی؛
اختصاصی| نقدی بر «حرکت آخر» و ضعف های روایی آن؛ این فیلم حرکت نمیکند!
سید خلیل موسوی نیا| «حرکت آخر»، چهارمین ساخته شهاب حسینی در مقام کارگردان، با جوایز بهترین فیلم از جشنوارههای معتبر جهانی چون تورنتو نالیوود و سالرنو به سینمای ایران بازگشت، با این حال به نظر میرسد این فیلم، اثری شعاری و تئاتری است که اقتباس از نمایشنامه «آخرین پرده» ژیلبر سسبورن را به زبانی سینمایی ترجمه نکرده است و با دیالوگهای خشک، ریتم کند و شخصیتهای نمادین، مخاطب را در خلأ دراماتیک رها میکند؛ فیلمی که نیت بلندپروازانه جهانیسازی اعتراض سیاسی را دارد در نهایت به یک بیانیه تصویری ایستا بدل شده است.
به گزارش میار، فیلم «حرکت آخر» به کارگردانی شهاب حسینی، چهارمین ساخته سینمایی او در مقام کارگردان، درامی سیاسی-اجتماعی و کار مشترک ایران و آمریکا است؛ این فیلم اقتباسی است از نمایشنامه فرانسوی «آخرین پرده» اثر ژیلبر سسبورن. داستان فیلم درباره منتقدی دولتی است که در هنگام ملاقات با خانوادهاش دستگیر میشود و گفتگو با یک مقام حکومتی در نهایت به پایانی غیرمنتظره میانجامد. طبق گزارشها، روایت اثر بر وقایع سیاسی واقعی استوار است اما بدون مشخص کردن مکان یا زمان معلوم نوشته شده است تا جنبهای جهانی بیابد. اگرچه حرکت آخر در جشنوارههای بینالمللی متعددی حضور داشته و جوایز «بهترین فیلم» را از رویدادهایی مانند تورنتو نالیوود و سالرنو دریافت کرده است اما بسیاری از منتقدان ضعفهای جدی آن را برجسته میکنند.
فیلمنامه و روایت
• نقاط قوت: انتخاب نمایشنامه ژیلبرت سسبورن و تلاش برای جهانیسازی موضوع، از جمله ویژگیهای مثبت اثر است. نویسندگان فیلم با حذف جزئیات مکانی و زمانی سعی کردهاند تضاد ایدئولوژیک را به شکلی کلی ارائه کنند.
• نقاط ضعف: روایت فیلم بیش از حد کلامی و نمایشی است. دیالوگها معمولاً خشک و بیروح هستند و بیشتر حامل ایدئولوژیها و مفاهیم سیاسیاند تا کشش دراماتیک. به این ترتیب، درگیری میان شخصیتها روی کاغذ باقی میماند و خبری از الگوهای روایی قوی و سینمایی نیست.
• کندی ریتم: فیلم ریتمی کند دارد و حجم بالای گفتگوهای فلسفی، مخاطب عام را خسته میکند. در واقع بدون پیشزمینه ذهنی، مخاطب پای سکانسهای طولانی دیالوگمحور فیلم سردرگم خواهد شد و حتی ممکن است سالن را ترک کند.
شخصیتپردازی
• نمادگرایی شخصیتها: شخصیتهای حرکت آخر بیش از آنکه انسانهای چندبعدی باشند، به نمادها و ایدهها تقلیل یافتهاند. کاراکترها گاهی حتی نام مشخصی ندارند تا بار نمادین خود را حفظ کنند.
• قهرمان داستان: قهرمان اثر به جای یک فرد معمولی با ابعاد روانی متنوع، صرفاً نماینده صدای اعتراضی است. او بیشتر به تجسم تعارض استاد-شاگرد در نمایشنامه منبع شبیه است تا یک قهرمان دراماتیک مستقل.
• شخصیتهای فرعی: اغلب با شخصیتهای فرعی برخورد مناسبی نشده است. اجزای تازهای مثل خانواده قهرمان و نیروهای حزبی عملاً عمقی پیدا نمیکنند و بیشتر ابزاری در خدمت روایت کلی هستند.
کارگردانی و فیلمبرداری
• میزانسن: شهاب حسینی تقریباً تمام فیلم را در یک لوکیشن واحد (یک کلبه کوهستانی) روایت کرده است. این محدودیت مکانی و فضای بسته، به فیلم حالتی نزدیک به نمایشی صحنهای داده و تنوع بصری خاصی ایجاد نکرده است. او در خلق صحنهها رویکردی تئاتری در پیش گرفته و از تکنیکهای رایج سینمایی چندانی استفاده نکرده است.
• فیلمبرداری: الکس صلاحی به کار فیلمبرداری مشغول بوده است و تلاش کرده با نورپردازی سرد و رنگهای خاموش، فضایی امنیتی-سیاسی پدید آورد اما نتیجه نهایی در برخی صحنهها بهدلیل استفاده افراطی از پالت رنگ سرد چندان طبیعی و باورپذیر از کار درنیامده است؛ در واقع گریم تصویری گاهی جلوهای مصنوعی دارد.
بازیگری
• لحن بازیها: نحوه بازی بازیگران در فیلم، میان دو قطب قرار گرفته است؛ گاهی بسیار اغراقشده و تئاتری، گاهی سرد و بیجان. بهعبارت دیگر، بازیها عمق روانی لازم را ندارند و بازیگران از پرداخت درونی کافی برخوردار نیستند. جملات خشک و بیروح فیلم در تعامل دیالوگی بین بازیگران موج میزند؛ این خشکی روایی باعث شده مخاطب نتواند ارتباط عاطفی لازم با شخصیتها برقرار کند.
• دوبله و صدا: صداگذاری فارسی فیلم در داخل کشور صورت گرفته و صدای دوبلورهای حرفهای مانند نصرالله مدقالچی استفاده شده اما مشکلاتی در همخوانی صدا و تصویر وجود دارد. از دید منتقدان، «صدای بازیگران با چهره و سن و سال آنها همساز نیست» که این امر موجب گسست از شخصیتها و کاهش باورپذیری میشود. کیفیت صدا در برخی سکانسها، بهویژه سکانسهای مهم، کمتر از حد انتظار است و به حس واقعگرایی لطمه میزند.
موسیقی و صدا
• موسیقی: موسیقی فیلم نقش بسیار مهمی در فیلم حرکت آخر دارد؛ وقتی سراغ دیالوگها میرویم با جملات خشک و بیروح روبهرو میشویم… و زمانی که موسیقی وارد میشود، با احساس کامل روبهرو میشویم. به بیان دیگر، در خلاء تعاملات خشک و خالی از حس، موسیقی سعی میکند جانی به فضا ببخشد. با این حال برخی مخاطبان موسیقی را اغراقآمیز و شعارگونه توصیف کردهاند که ضمن مطرح کردن مضامین، گاهی به جای ایجاد تعلیق، یادآور تمپوی تئاتر باقی میماند.
• دوبله و افکتهای صوتی: علاوه بر مشکلات دوبله، استفاده از افکتهای صوتی نیز در برخی لحظات ضعیف است. کیفیت ضبط دیالوگها و آواهای محیطی به اندازهای که لازم بود طبیعی و تأثیرگذار نیست و در درک مخاطب از فضا خلل ایجاد میکند.
در پایان، حرکت آخر با وجود نیت بلندپروازانهاش و توجهی که در جشنوارههای معتبر جهانی جلب کرده، در عمل اثری شعاری و نسبتاً ایستا از آب درآمده است. فیلم نتوانسته اقتباس ادبی را آنگونه که انتظار میرفت به زبان سینما ترجمه کند و عملاً در چارچوب قالب نمایشی باقی مانده است. شخصیتهای صیقلنیافته و دیالوگهای خشک، از یک سو و میزانسن سادهگرایانه از سوی دیگر، باعث شدهاند حرکت آخر بیشتر شبیه به یک بیانیه تصویری آرمانگرایانه باشد تا یک روایت سینمایی پویا و ماندگار.

